زندگی نامه "کینگز آو لیان" Kings of Leon در حقیقت داستان تاریخ راک اند رول اسطوره یی را بازگو می کند

Kings of Leon
زندگی نامه Kings of Leon "کینگز آو لیان" در حقیقت داستان تاریخ راک اند رول اسطوره یی را بازگو می کند. برادران فالوویل، پسران کشیش آمریکایی Leon بودند که دوران کودکی خود را همیشه در مسافرت گذراندند و در ایالات جنوبی آمریکا از یک شهر به شهر دیگر سفر کردند. بعد از این که پدرشان از کلیسا استعفا داد و از همسر خود جدا شد، برادران فالوویل لطمه روحی خوردند و با پناه بردن به قرص و مواد و همچنین غرق شدن در موسیقی تاثیر گذار "لد زپلین"، از دنیای مذهبی به دنیای واقعی تغییر مکان دادند. هنوز چندی از گیتار بدست گرفتن آن ها نگذشته بود که آوای موسیقی "گاراژ راک" همراه اشعار سرد، خام و وحشی آن ها باعث شد که خیلی زود بتوانند با شرکت بزرگ نشر موسیقی آر-سی- ای قرارداد امضا کنند.
برادران فالوویل، نیتان (متولد 26 جون 1979) و کالب (متولد 14 ژانویه 1982) و جارد (متولد سال 1986)، در دوران کودکی و نوجوانی شاهد فعالیت "لیان" پدر کشیش خود بودند که در مراسم مذهبی خود "ترس از خدا" را به پیروانش منتقل می کرد. فرزندان فالوویل در کودکی اجازه نداشتند موسیقی غیر مذهبی گوش کنند و بدون رفتن به مدرسه در منزل درس خانگی می گرفتند و در کلیسا به گروه های کر و آوازهای دسته جمعی مذهبی گوش می کردند.، گاهی هم اجازه داشتند درامز بنوازند. سرنوشت پسران جوان در دنیای بسیار بسته مسیحیت خلاصه شده بود تا ناگهان در سال 1997 "پدر لیان" از کلیسا استعفا کرد و زن خود را طلاق داد. این جدایی دنیای خانواده فالوویا را لرزاند و دو برادر بزرگتر به نشویل مهاجرت کردند تا شاید بتوانند وارد دنیای موسیقی شوند. خیلی زود با آهنگساز دوران موج نو "آنجلو پتراگلیا" آشنا شدند که برادران جوان را باموسیقی غیر مذهبی رولینگ استونز و جانی کش آشنا کرد. در سال 2000 با خواننده ای آشنا شدند که کمک کرد آنها بتوانند برای خود مدیر برنامه بگیرند.

بعد از این که برادر جوان تر Jared و پسر عمو Matthew به آن ها پیوستند ، گروه Kings of Leon یا "پادشاهان لیان" به یاد پدرشان نام گذاری شد. در آغاز نیتان و کالب نفوذ زیادی روی موسیقی گروه نداشتند. جارد که مدت کوتاهی به مدرسه عمومی رفته بود درباره موسیقی راک و نیو ویو (موج نو) چیزهایی یاد گرفته و با گروه های محبوبی چون Pixies و Velvet Undergroundآشنا شده بود. برادران فالوویل پوست انداختن را شروع کردند و تغییراتی در سبک و موسیقی خود بوجود آوردند. بعد از رقابت شدید بین دهها شرکت نشر موسیقی که علاقمند به همکاری با کینگز آو لیان بودند بالاخره RCA با آنها قرارداد بست.
مینی-آلبوم اول گروه Holy Roller Novocaine و آلبوم Youth and Young Manhood هردو در سال 2003 به بازار آمد. هر دو آلبوم توسط پتراگلیا و ایتان جانز (پسر تهیه کننده لد زپلین) تهیه و تنطیم شدند. تصویر شیک این چهار جوان با موهای بلند، سبیل، لباسهای دهه 70 ، صدای گاراژ راک و موسیقی جنوبی شبیه گروه Lynyrd Skynyrd باعث شد "کینگز آو لیان" طرفداران پر و پا قرصی در بین جوانان برای خود بدست آورند. در سال 2004 مطبوعات بریتانیا به آن ها لقب بهترین گروه جدید سال دادند. رسانه ها گفتند گروه رولینگ استونز می بایستی امروز چنین موزیکی تولید می کرد. ولی این گروه در آمریکا توفیق زیادی بدست نیاورد. نقد ها معمولی بودند و توده مردم علاقه زیادی به خرید آلبوم آنها نشان ندادند. در انگلیس 750,000 آلبوم فروختند ولی در ایالات متحده که بازار بزرگتری است، فقط صد هزار سی دی فروش رفت. وقتی تور کنسرت آن ها شروع شد، لقب های کلیشه یی در مورد زیاده روی در هر کاری به Kings of Leon داده شد: معاشرت با مدل ها و زیبا رویان جوان، خوش گذرانی های شبانه در کلوب های معروف... و بقیه کارهایی که با محبوبیت در راک اند رول بدست می آید. انگار نه انگار که این پسران جوان تا چند سال پیش در کنار پدر کشیش خود حتی اجازه گوش کردن به موسیقی غیر مذهبی نداشتند!

در البوم بعدی که در 2005 منتشر شد و تا شماره 3 در جدول پرقروشترین های انگلیس بالا آمد، کینگ آو لیان تجربه های جدیدی به کار بستند و کمی پانک انگلیسی و راک هنری وارد موسیقی خود کردند. بعد از شرکت در تور گروه معروف U2 نام آنها سر زبان ها افتاد و حتی در بعضی کنسرت های باب دیلن به عنوان شروع کننده برنامه توانستند هنرنمایی کنند. آلبوم Aha Shake Heartbreak در جدول مجله آمریکایی بیلبورد مقام 55 را بدست آورد. آلبوم بعدی Because of the Times نام داشت و در 2006 منتشر شد و آلبوم چهارم "Times" مقام 25 پرفرشترین های بیلبورد را بدست آورد. این گروه همواره تجربه های جدیدی در راک بدست آورده و صدای خود را تقویت کردند.
آخرین آلبوم کینگز آو لیان Only by the Night یا "فقط در شب" برای اولین بار در جدول تک آهنگ ها موفقیت عظیمی به همراه داشت و آهنگ Sex on Fire در انگلیس اول و در ایالات متحده چهارم شد. این سی دی در بیش از هشت کشور جهان مقام اول را بدست آورد و این گروه را جهانی کرد. این اثر که در 2008 به بازار آمد هنوز هم جزو آلبومهای محبوب راک است.
Www.BazarMusic.Net
فروش جهاني آلبوم هاينیل دایموند او را در مقام سومین هنرمند بزرگ معاصر قرار مي دهد ...

Neil Diamond
نیل دایموند Neil Diamond در اوايل دهه 60 قبل از اينكه تبديل به خواننده بزرگ و جهاني شود، آهنگساز بود و در اوايلدهه 70 به كار ضبط و اجرا روی آورد و يكي از مطرح ترين خوانندگان عصر خود شد. آلبومهاي او برايش شهرت و ثروت زیادی به ارمغان آوردند. فروش جهاني آلبومهاي نیل دایموند او را در مقام سومین هنرمند بزرگ معاصر پس از Elton John و Barbra Streisand قرار مي دهد.نیل دایموند در Hall of Fame (پیاده رو ویژه هنرمندان ابدی در لوس آنجلس ) ستاره دارد و جايزه يك عمرفعایت هنري را نیز گرفته است.
او در تمام سبك هاي موسيقي از پاپ و راك و هوي متال و پانك گرفته تا R&B ، جاز، كانتري، Alternative و easy listening براي افراد و گروههايي چون Altered Images ، Shirley Bassey ، Johnny Cash، Michael Crawford، Deep Purple، José Feliciano، Julio Iglesias، Chris Isaak، Tom Jones، Peggy Lee، the Monkees، Elvis Presley، Cliff Richard، Frank Sinatra، Barbra Streisand، B.J. Thomas، Tina Turner، UB40، Urge Overkill و بسياري ديگر از هنرمندان دوران خود آهنگسازي و ترانه سرايي كرده است.
نام كامل او Neil Leslie Diamond است. متولد 24 ژانويه 1941 در بروكلين نيويورك. به دليل كار پدر كه مدام مغازه عوض مي كرد، Neil مجبور شد 9 بار مدرسه اش را تغيير دهد، براي همين از نظر روابط اجتماعي در عذاب بود. او از سن نوجواني به موسيقي، خوانندگي و گيتار علاقمند شد و در 1958 از دبيرستان Lincoln فارغ التحصيل و در دانشگاه نيويورك سيتي به عنوان دانشجوي دائم بورسيه شد. او بيشتر وقتش را آهنگ مي ساخت و با يكي از دوستان برادرش به نام Jack Pecker قراردادي به اسم Neil&Jack بست و دو تك آهنگ You Are My Love (1960)و I'm Afraid (1961)را منتشر کرد. چون اين صفحه ها موفق نشدند ، Pecker به مدرسه موسيقي منهتن رفت، گروه Neil&Jack به كار خود خاتمه داد و Neil تا سال 1965 در دانشكده علوم تجاري به تحصيل پرداخت. Neil Diamond بي وقفه در زمينه موسيقي تلاش مي كرد و در سال 1962 قرادادي كوتاه با Sunbeam Music بست و چند آهنگ منتشر كرد سپس Dot Records كاري به او پيشنهاد كرد و با همكاري ده ترانه سرا، آهنگTen Lonely Guys توسط Pat Boone پخش شد و در Billboard Hot 100 رده 45 را به خود اختصاص داد و اين نخستين حضور Diamond در رده بندي جداول بود. در 1963 با Columbia Records قرارداد بست و در 24 ژانويه، بيست و دومين سالگرد تولدش، اولين ضبط آلبوم تكي خود را شروع كرد و در 2 جولاي تك آهنگ Clown Town در آلبوم In My Lifetime به بازار آمد كه موفق نبود.
Neil با Jay Posner كه يك معلم بود ازدواج كرد و صاحب دو دختر شد. او به كارش ادامه داد و يك شركت در طبقه بالاي كلوب جاز Birdland در منهتن باز كرد. آهنگ Just Another Guy او در 1965در انگلستان با صداي Cliff Richard پخش شد. در فوريه همان سال Jeff Barry و Ellie Greenwich قراردادي سه ماهه با او بستند. در پايان اين قرارداد Diamond آهنگ Sunday & Me را براي Jay & the Americans نوشت كه رتبه 18 را بدست آورد و اولين موفقيت Diamond به عنوان آهنگساز محسوب مي شد. او در 25 ژوئن، قرارداد جديدي به عنوان خواننده با Barry و Greenwich كه مدير Tallyrand Music بودند بست و در 1966 با WEB IV كه اداره كننده كارهاي مستقل Bang بود هم قراردادي امضا كرد. در4 آپريل، Bang تك آهنگ Solitary Man را تهيه كرد كه در Hot 100 در رتبه 55 جاي گرفت (اين آهنگ در آلبوم خوانندگاني چون Chris Issak و Johnny Cash بازخواني شد). دومين كار Diamond با Bang به نام Cherry Cherry در جولاي 1966 بود و اكتبر آن سال با كسب رتبه ششم بزرگترين موفقيت وي محسوب مي شد(بازخواني هاي بسياري روي اين آهنگ انجام شد و آهنگ روي B اين آلبوم به نام I'll Come Running را Cliff Richard در آلبوم خود خواند و در 1967 جزو 40 آهنگ برتر قرار گرفت). آهنگ موفق I'm A Believer گروه the Monkees در 1966 به درخواست Don Kirshner توسط Diamond نوشته شد كه ميليونها نسخه فروش داشت و 7 هفته رتبه اول ماند و بهترين تك آهنگ سال 1967 شناخته شد( اين آهنگ در 1974 توسط Four Tops و the Venturesو توسط Tommy Overstreet به سبك كانتري اجرا شد و در انگلستان با خوانندگي Robert Wyatt در بين40 آهنگ برتر جاي گرفت، در 1995 EMF و Reeves و Mortimer با اين آهنگ در 10 آهنگ برتر بريتانيا جاي گرفتند، در 2001 گروه Smash Mouth اين آهنگ را براي فيلم Shrek اجرا كرد و در آمريكا رتبه 25 را بدست آورد).

در 1966 آلبوم The
Feel of Neil Diamond به همراه چند آهنگ موفق قبلي به بازار آمد و تك آهنگ
I Got the Feeling آن رتبه 16 شد اما آهنگ The Boat I Row رتبه 45 شد،
اجراي دوباره اين آهنگ با صداي خواننده بريتانيايي Lulu، جزو 10 آهنگ برتر
انگلستان شد. پنجمين تك آهنگ Diamond در مارچ آن سال به نام Girl,You'll
Be A Woman Soon از شركت Bang ارائه شد و در 10 آهنگ برتر ماه مي قرار
گرفت(اين آهنگ در فيلم Pulp Fiction توسط Urge Overkill استفاده شد و در
1994 رتبه 59 شد). ششمين تك آهنگ Diamond و Bang به نام Thank the Lord
for the Night Time در آگوست آن سال رتبه 13 شد. پس از دو سال آهنگسازي و
خوانندگي Diamond تصميم گرفت كمي از پاپ ساده دور شود كه اين از نظر Bang
ضرر به حساب مي آمد و همچنين Diamond مي خواست قراردادش با WEB IV و
Tallyrand به هم بزند كه در نتيجه Diamond از سال 1968 تا 9 سال در گير
دادگاه و وكيل شد و در18 فوريه 1977 با فروش حق انتشار آثار Bang شاكيان
را راضي كرد.
در آن سالها او آهنگهاي چندان موفقي نساخت و حاصل
قرارداد پنج ساله اش با Uni Records آهنگهايي چون Brooklyn Roads بود كه
رتبه 58 ژوئن 1968 شد و Two-Bit Manchild و Sunday Sun جزو40 آهنگ برتر
ماه سپتامبر بودند. در 25 نوامبر 1969 نیل از همسرش جدا شد و با منشي
تلويزيوني Marcia Kay Murphey ازدواج كرد و صاحب دو پسر شد؛ اين ازدواج هم
در 1996 به طلاق انجاميد. آلبومهاي Diamond از سال 1971 كه اجرايي زنده از
آهنگهاي برترش بود رو به بهبودي گذاشتند، اولين كار او با شركت Columbia
Records ساخت موسيقي متن فيلمي بر اساس رمان Jonathan Livingston Seagul
بود كه پروژه اي مشكل ساز بود و در زمان اكران فيلم در 1973، نیل دایموند
و Richard Bach نويسنده رمان، هر دو از تهيه كننده فيلم شاكي شدند. فيلم
شكست خورد اما آلبوم موسيقي فيلم بسيار موفق بود و جايزه Grammy بهترين
آلبوم موسيقي فيلم را از آن خود كرد. يك سال گذشت تا Diamond دوباره به
اجراي زنده پرداخت و تور استراليا و زلاندنو و آمريكا را راه انداخت و در
اين حين آلبوم Beautiful Noise را آماده كرد و آهنگ If You Know What I
Mean در Hot 100 رتبه11 و در جدول آهنگ های ملایم اول شد. طي چند هفته اين
آلبوم رتبه 4 جدول شد و در سپتامبر آن سال لوح پلاتين را براي دایموند به
ارمغان آورد.
او به Las Vegas و Los Angeles دعوت شد و دوربينها
او را دوره كردند. در 25 نوامبر 1976 به عنوان مهمان ويژه در كنسرت Band's
Farewell سان فرانسيسكو حاضر شد و آهنگ Dry Your Eyes از آلبوم Beautiful
Noise را اجرا كرد كه در سال 1978 ضبط و پخش شد. آلبوم September Morn را
در سال 1979 با همكاري Gilbert Bécaud خواننده فرانسوي توليد كرد و تك
آهنگ عنوان آلبوم، رتبه 20 جدول پاپ شد و در فوريه 1980 به رتبه 10 صعود
كرد. در 1981 قراردادش را با Columbia Records براي 10 آلبوم و 30 ميليون
دلار درآمد تجديد كرد كه تقريباً سودآورترين قرارداد موسيقي تاريخ محسوب
مي شود. On the Way to the Sky با تك آهنگ Yesterday's Song كه در جدول
پاپ يازدهم شد در همان سال به بازار آمد و خود آلبوم رتبه 17 را بدست
آورد. آلبوم بعديش Heartlight كه الهام گرفته از فيلم E.T بود در آگوست
1982 به رتبه اول جدول AC دست يافت و Diamond را دوباره ميان10 هنرمند
برتر پاپ بازگرداند و يك لوح پلاتين نصيب او كرد. در 1984 آلبوم جديدش
Primitive را ارائه داد كه شخصي ترين آلبوم او به حساب مي آيد. تك آهنگ
اين آلبومTurn Around جزو 10 آهنگ برتر Adult Contemporary شد. در سپتامبر
1985 پس از شكست تجاري آلبوم Diamond نه تنها اعتراضي نكرد بلكه پيشنهاد
Columbia را پذيرفت و سعي كرد بيشتر در مسير معاصر آهنگ بسازد تا دهه 60،
مثلاً با گروه سول Earth, Wind &Fire همكاري كرد و آهنگي ساخته Bryan
Adams را خواند و از Stevie Wonder به عنوان خواننده و آهنگساز استفاده
كرد. در نتيجه تمام آهنگهاي آلبوم به جز عنوان آلبوم The Story of My Life
جايگزين شدند و تا زمان ارائه آلبوم عنوان هم به Headed for the Future
تغيير كرد. با حضور نیل دایموند در برنامه هاي ويژه تلويزيوني مثل Hello
Again ، تلاش براي مدرنيزه كردن او موفقيت آميز به نظر مي رسيد. آلبوم
رتبه 20 را بدست آورد و تك آهنگ Story of My Life در جدول AC يازدهم شد.
آلبوم The Best Years of Our Lives در 1988 به رتبه 46 دست يافت و آلبوم
Lovescape در آگوست 1991 به رتبه 44 رسيد. در 1992 بزرگترين كنسرت
آمريكايي خود را اجرا كرد.

نیل دایموند
در همان سال يك كار دو ديسك از بهترينهايش 1966-1992 Greatest Hits به بازار فرستاد. در سپتامبر آن سال Christmas Album هم منتشر کرد و پس از هشت سال Diamond در بين 10 هنرمند برتر جاي گرفت و رتبه 8 را بدست آورد. در 1993 براي شش آلبوم ديگر با Columbia قرارداد بست كه اولين Up on the Roof بود و در رده 28 جاي گرفت و برنده لوح طلايي شد. اثر دو ديسك Live in America رتبه 93 شد و Christmas Album. Vol. 2 به رده51 دست يافت و برنده لوح طلايي شد. Tennessee Moon در فوريه 1996 به بازار آمد و در رده بندي كشور سوم و در جدول پاپ 14 و برنده لوح طلايي شد. كار سه ديسك In My Lifetime در اكتبر 1996 با آهنگهايي قديمي توسط Columbia ارائه شد و لوح طلايي را برد. Movie Album:As Time Goes By كاري دو ديسك از بازخوانيهاي موزيك فيلم مثل Moon River و Unchained Melody بود كه رتبه 31 را از آن خود كرد برنده لوح طلايي و نامزد Grammy بهترين اجراي پاپ سنتي شد. Tree Chord Opera در جولاي 2001 بيرون آمد و با كسب رتبه 15 برنده لوح طلايي شد. در8 نوامبر 2005 آلبوم 12 Songs به بازار آمد و به رتبه 4 دست يافت كه طي 25 سال اخير بهترين جايگاه دایموند در جداول بود. پس از كار روي يك فيلم در 2006 با آهنگ Hava Nagilah ، در سال 2008 با تهيه كنندگي Rick Rubin آلبوم Home Before Dark آخرين كار Neil Diamond محسوب مي شود.
موزیک ویدیو جدید و فوق العاده زیبای ابی با نام مست چشمات به همراه آهنگ این ویدیو
کارگردان : الکس فرا و علی زمانی

دانلود ویدیو با لینک مستقیم :
Ebi - Maste Cheshmat
دانلود ویدیو با لینک غیر مستقیم :
Ebi - Maste Cheshmat
دانلود موزیک با لینک مستقیم :
Ebi - Maste Cheshmat
«پدرخوانده»

سخه تكميل شده شاهكار ماندگار فرانسيس فورد كاپولا در اين ماه در اكثر كشورهاي جهان به اكران مجدد در آمد.
37سال پس از اكران پدرخوانده هنوز اين سؤال مطرح است كه چه فرمولي سبب ساخت يكي از موفقترين فيلمهاي تاريخ سينما شد؟ نظر منتقدان در اين زمينه متفاوت است ولي يك چيز محرز بهنظر ميرسد و آن تعادلي غريب بين سينماي سرگرمكننده و ايدههاي بديع هنري است؛ هر چند كه براي رسيدن به اين ميزان از موفقيت فرانسيس فورد كاپولا و عواملش روزهاي سختي را پشت سر گذاشتند و اصولا رسيدن به قله افتخار و موفقيت هرگز در ذهن او جايي نداشت. [نجات پدرخوانده]
فيلم با 6 ميليون دلار هزينه ساخته شد اما در اكران عمومياش در سال1972 طي 18هفته بيش از 101ميليون دلار فروش كرد و نامزد دريافت 11جايزه اسكار شد و 3جايزه را به دست آورد. ال رودي تهيهكننده فيلم در يادآوري خاطرات آن روزها ميگويد: پدرخوانده پردردسرترين فيلمي بود كه ميتوانم به خاطر بياورم و هيچكس حتي از يك روز حضور در سر صحنه آن لذت نبرد.كاپولا هم با اين موضوع موافق است و ميگويد: تنشها بدون توقف ادامه داشت و من هر روز منتظر اخراج بودم. [پاييز پدرخوانده]
البته شايد اين تنشها و مشكلات از نويسنده رمان به فيلم و عوامل آن به ارث رسيده بود.ماريو پوزو، نويسنده كتاب هم مشكلات فراواني براي انتشار كتابش داشت و 8ناشر آن را بدون توجه به محتوايش رد كرده بودند چون نميخواستند از يك نويسنده ميانرتبه با بدهيهاي فراوان و سابقه قماربازي كتابي چاپ كنند و آشنايي با يك دوست در نهايت مقدمات چاپ كتاب را فراهم كرد و براي 67 هفته پرفروشترين كتاب فهرست نيويورك تايمز بود. پارامونت زماني اقدام به خريد حقوق اقتباس رمان كرده بود كه پوزو تنها 100 صفحه از كتاب را نوشته بود و در مجموع 12500 دلار به پوزو پرداخت و قرار شد اگر فيلمي براساس آن ساخته شد دستمزد پوزو به 50 هزار دلار افزايش پيدا كند.
حالا همه پدرخوانده را بزرگترين فيلم پارامونت ميدانند اما اگر هوشياري رابرت اوانز، مدير توليد استوديو نبود آنها قافيه را به برت لنكستر باخته بودند و تنها يك روز با وقوع اين فاجعه فاصله بود: برت لنكستر در نقش دون كورلئونه بازي كند.
كاپولا هم گزينه اول هيچكس نبود و تنها زماني نوبت به او رسيد كه جمعي از كارگردانان از جمله ارتور پن، پيتر يتس، كاستا گاوراس، اوتو پره مينجر، ريچارد بروكس، اليا كازان، فرد زينمان، فرانكلين جي شافنر، ريچارد لستر و... همگي به پارامونت نه گفتند.اوانز هم معتقد بود در گذشته فيلمهاي مافيايي به اين دليل موفق نشدهاند كه توسط يهوديها كارگرداني شده و بازيگران اصلياش نيز يهودي بودهاند.او براي كارگرداني اين فيلم، كاپولاي آمريكايي- ايتاليايي را برگزيد اما او هم ابتدا به اوانز نه گفت و تصور ميكرد داستان پوزو اثري عامهپسند و احساساتي و بيكلاس است.
ولي ورشكستگي شركت فيلمسازي كاپولا به نام « امريكن زئو تروپ» او را ناچار به قبول اين پروژه كرد و زماني كه در سر صحنه حاضر شد در تغيير نگاهي عجيب داستان پوزو را روايت پادشاهي و 3پسرش خواند. پوزو شيوه كار كاپولا را دوست داشت و استوديو ابراز تمايل كرد تا لوكيشن اصلي فيلم براي كاهش هزينهها به كانزاس سيتي منتقل شود اما كاپولا مخالفت كرد و درخواست 5 ميليون دلار بودجه كرد. برنامه كاري پيشنهادي كاپولا 80 روز فيلمبرداري بود اما استوديو تنها 53 روز به او فرصت داد.
سؤال بعدي و شايد مهمترين سؤال انتخاب هنرپيشه نقش دون كورلئونه بود. پارامونت ابتدا آنتوني كويين را انتخاب كرده بود ولي در فهرست آنها نامهايي چون لاورنس اوليويه، جورج سياسكات، ژانگابن، ويتوريو دسيكا و جان هيوستون ديده ميشد اما كاپولا مارلون براندو را ميخواست كه بهدليل فاجعههاي متعدد در گيشه سالها بود كه به ليست سياه استوديوها منتقل شده بود.
اما با اظهارنظر استنجاف، مدير استوديو پارامونت مبني بر اينكه مارلون براندو هرگز در اين فيلم بازي نخواهد كرد بهنظر ميرسيد حتي امكان چانهزني هم وجود نخواهد داشت.كاپولا كه برنامههايش را براي اين فيلم از دست رفته ميديد در ملاقاتي با مديران استوديو اصرار كرد براندو بهترين هنرپيشه حال حاضر دنياست و در اواخر جلسه در حاليكه روي اين اظهارنظرش تاكيد ميكرد ناگهان از حال رفت و مديران استوديو كه تصور كردند كاپولا دچار حمله قلبي شده ناگهان با درخواست او موافقت كردند.
ولي انتخاب باقي تيم بازيگران هم دردسرساز بود. پارامونت رابرتردفورد يا راياناونيل را براي نقش مايكل ميخواست ولي ردفورد و پس از او وارنبيتي نقش را رد كردند و براي آن ديويد كارادين و دين استاكول در نظر گرفته شدند و حتي رابرت دنيرو براي آن تست داد و فيلمهاي تست آنها همچنان موجود است ولي كاپولا با ديدن بازي پاچينو او را انتخاب كرد و فرد راس بازيگردان فيلم، او را بهرغم جثه كوچكش انتخاب كرد هر چند كه دستمزدش براي كل فيلم 35 هزار دلار بود. جيمزكان هم كه براي خودش در آن زمان كسي بود براي نقش مايكل تست داد ولي در نهايت نقش ساني به او رسيد و جانكزل هم براي نقش فردو انتخاب شد. اما پيتر فالك و جان كازاوتس هر دو براي نقش تام هاگن كه به رابرت دوال رسيد از كاپولا درخواست نقش كردند و جواب منفي شنيدند.
فيلم درگيريهاي خانوادگي را هم براي كاپولا بهدنبال داشت.كاپولا ابتدا با مادرش براي بازي خواهرش تاليا شاير در فيلم درگيري پيدا كرد اما مشخص بود در نهايت راي مادر پذيرفته ميشود و پدرخوانده به فيلمي خانوادگي با حضور خواهر، پدر و مادر كاپولا و دختر يك ماههاش سوفيا بدل ميشود. دوران فيلمبرداري هم براي كاپولا زجرآور بود و او هميشه بايد با مشكلات پيشبيني نشده دست و پنجهنرم ميكرد و البته ذهن او پر از افكار منفي بود كه آرامشش را حين كار ميگرفت.
او به شكل تصادفي از چند تن از عوامل شنيده بود كه فيلم را يك تكه آشغال توصيف كرده بودند و او را ناديده ميگرفتند. در چنين شرايطي كاپولا تصور ميكرد هر روز ممكن است كارگرداني مثل كازان سر صحنه بيايد و از او محترمانه بخواهد كه لوكيشن را ترك كند ولي براندو تهديد كرد در صورت عدمحضور كاپولا از كار كنارهگيري ميكند.
حتي پاچينو هم با وجود دستمزد اندكش جايگاه محكمي در فيلم نداشت و تنها پس از فيلمبرداري صحنه انتقامگيري خونين در رستوران بود كه مديران استوديو او را براي اين نقش پسنديدند.براندو هم خوب بود.همه خوب بودند و كاپولا اشاره ميكند: بدون استثنا تمامي ايدههاي عجيب من براي اين فيلم عالي از آب درآمد.ولي دردسرها تمامي نداشت.
در اواخر كار اوانز تصور ميكرد فيلمبرداري صحنه مرگ دون كورلئونه ضروري نيست ولي اين سكانس يكي از بهترين سكانسهاي فيلم حاضر محسوب ميشود. گوردونويليس، كاپولا را غيرحرفهاي ميدانست و از اين تيم بازيگران متنفر بود حتي موسيقي به ياد ماندني نينا روتا هم توسط اوانز رد شد و تنها زماني جايگاهش در فيلم تثبيت شد كه در اكران آزمايشي مورد توجه تماشاگران قرار گرفت.
مشكل نهايي زمان فيلم بود. كاپولا بهدليل قوانين عجيب استوديو زمان فيلم را به 135دقيقه كاهش داد ولي اوانز او را به دفترش فراخواند و گفت: تو يك حماسه را فيلمبرداري كردي و حالا داري تيزر تحويلم ميدهي؟ من از تو يك فيلم ميخواهم! فيلم با تدوين مجدد نزديك به 3ساعت شد و فيلم محبوب منتقدين در دهه1970شد.
ديليتلگراف- 2 اكتبر
بازار موزيك عرضه كننده Show - Film - MP3
واکنشها به اعلام دستمزدهای بازیگران سینما از تلویزیون
واکنش تند شهاب حسینی، جواد رضویان، شفیعی جم، شاکردوست و امیر جعفری به اعلام دستمزدها از تلویزیون
اعلام رقم دستمزد بازیگران سینما باواکنش های مختلفی در بین بازیگران مسئولان ،نمایندگان مجلس و ....رو برو شده است .در جدید ترین واکنش تعدادى از بازيگرانى که نام و رقم دستمزد آنها از طريق رسانه ملى اعلام شده نيز در گفتوگوهايى به ارقام اعلام شده اعتراض داشتند.

شهاب حسيني
به نوشته حیات نو شهاب حسينى دراین باره گفته است : به شدت رقم دستمزد اعلام شده را تکذيب مىکنم و درست نيست. اگر اعلام اين ارقام براساس تحقيقات بوده بهتر مىبود که اسناد آن نيز منتشر مىشد، اگر براساس فرضيات يک نفر صورت گرفته که مايل به ادامه پيدا کردن آن نيستم چون بحثى است براى ايجاد حاشيه بيشتر و به همين دليل مخالف رسانهاى شدن اين قبيل مباحث بوده و هستم و بارها گفتهام که بايد کار کارشناسى پيرامون چنين مسائلى صورت بپذيرد و سپس مطرح شود.

سيدجواد رضويان
رضويان مى گويد: متاسفانه اين بزرگواران اطلاعات صحيحى ندارند و بنده از همين طريق تکذيبيه خود را نسبت به رقم دستمزد گفته شده اعلام مىکنم. گوينده اين مطالب که بنده اصلا جايگاه ايشان را نمىدانم، بدون هيچگونه سند و مدرکى چنين اتهامى را از طريق تلويزيون به گوش مردم مىرسانند. مى خواهم بدانم که اگر اين رقم درست بود ايراد را چه مىدانند وقتى فيلمى با حضور فردى يک ميليارد تومان بفروشد آيا گوينده اين مطالب يک سکه هديه مىدهند؟ يا اينکه اصلا مگر زورى در کار است که تهيهکننده پول پرداخت کند؟ اگر قانونى وجود داشت و ما جز آن عمل مىکرديم جاى نقد وجود داشت اما حالا که سقفى براى دريافت دستمزد وجود ندارد و اگر قانونى باشد ما احترام مىگذاريم. اميدوارم فردى که در تلويزيون اين مسائل را عنوان کرده بتواند حداقل يکى از قراردادهاى 60 ميليونى بنده را ارائه کند چون پيگيرى اين ماجرا براى نامبردگان کار آسانى است اما پيگيرى نمىکنيم چون ايشان ارزش اين صرف انرژى را ندارند و اصل ماجرا عشق من به مردم است اين مسائل اهميت ندارد.

رضا شفيعىجم
شفيعى جم اعتقاد دارد: به هيچوجه اينطور نبوده که اعلام شده. سينما و جنس کار ما اينگونه است که در بيشتر موارد با تهيهکننده توافق صورت مىپذيرد، رقم قبلى که من دريافت کردم هفت ميليون تومان بوده نه 40 ميليون، بعضى از افراد تلاش کردهاند بازيگر بشنود اما چون مردم انتخابشان نمىکنند و علاقهاى به آنها ندارند به گونه قصد مطرح کردن خود را دارند. مهم اين است که مردم جايگاه افراد را در سينما مشخص مىکنند نه اشخاص مردم به ما لطف دارند، دوست دارند و براى اين علاقه هزينه مىکنند و بليط مىخرند و به سينما مىآيند.

الناز شاکردوست
شاکر دوست مى گويد: اگر رقم اعلام شده هم درست باشد بازيگرى که ماليات پرداخت مىکند چه خلافى را مرتکب شده که بايد مورد انتقاد قرار بگيرد؟ من به شخصه با رسانهاى شدن اين رقمها که مبناى درستى هم ندارند مخالفم. اصلا کار درستى صورت نگرفته، به اين دليل که به شکل يکجانبه قضاوت کردن در رابطه با درآد افراد بدون بيان سختىهاى کار آنها درست نيست.

امير جعفرى
جعفرى هم عنوان مى کند: سوال من اين است که آيا آقايان حاضر به بيان ميزان دستمزد خودشان از محلهاى گوناگون در تلويزيون هستند که درآمد افراد را در تلويزيون مطرح مىکنند؟ خيلى جاهاى ديگر مانند فوتبال هست که دستمزدها بسيار نجومى است چرا آنجا مورد نقد قرار نمىگيرد، مگر ما بيمه هستيم؟ شما به وزارت کار که برويد متوجه مىشويد بازيگرى را اصلا به عنوان شغل محسوب نمىکند، اگر من از نظر جسمى دچار مشکل شوم و امکان بازى پيدا نکنم چه اتفاقى خواهد افتاد؟ آيا کسى پيگير مسائل خواهد بود. اميدوارم آقايان مدارک خود را مبنى بر دريافتى بنده ارائه بکنند.
مالیاتهای سنگین درانتظار دستمزدها
از سویی دیگر علیرضا سجاد پور مدیر کل اداره نظارت وارزشیابی اعلام کرده که از این به بعد تمامی بازیگرانی که دستمزدهای خارج از عرف در یافت می کنند باید مالیاتهای سنگینی بپر دازند .
سجاد پور به روز نامه بانی فیلم گفته :در این مورد جهش غیر متعارف دستمزدها قابل اهمیت است که این مسئله باعث نارضایتی دربین دیگر عوامل و بازیگران می شود و باعث شده بعضی از بازیگران از این روش نامتعارف پیروی کرده و آنها هم میزان دستمزدهایشان را بالاببرند . این بالا رفتن هزینه دستمزدها در نهایت باعث می شود که هزینه عمومی تولید یک فیلم هم بالا برود و این مسئله ایست که که با سیاستهای ما برای رونق سینما و فروش فیلمها همخوانی ندارد .
سینما جولانگاه مانکن ها
از سویی دیگر سید رمضان شجاعی کیاسری عضو کمیسیون فرهنگی و نماینده مردم ساری در گفت وگویی باانتقاد از وضعیت فعلی سینما مدعی شده است :سینمای ایران در حال حاضر جولانگاه مانکن هاست و باید از این وضعیت خارج شود .او گفته که :تیپ ،تصویر شکل وقیافه بخشی از جلوه های زیبایی کار است اماهمه کار نیست .کار اساسی و اصیل آن است که بتوانیم نیاز های فرهنگی جامعه را بشناسیم و با زبان زیبای هنر آن را به جامعه برای فرهنگ سازی ارائه دهیم .
تلویزیون عامل مهم افزایش دستمزدها
همچنین علی معلم مدیر مسئول ماهنامه سینمایی دنیای تصویر در یادداشتی که درروزنامه تهران امروز منتشر کرد دیدگاههای جالبی را دراین زمینه مطرح کرده است .به اعتقاد علی معلم :نكتهاي كه در پردازش تلويزيون درباره موضوع عدالت در دستمزد بازيگران سينما به نظر ميرسد اين است كه خود تلويزيون يكي از عوامل موثر در اخلال دستمزد بازيگران سينماست. فاش كردن رقم قرارداد بازيگران به اين شكل باعث از بين رفتن اعتبار سينما ميشود. هرچند كه تلويزيون در فيلمها و سريالها و به طور كلي در مجموعههاي نمايشي توليدي خود به ضرب حضور بازيگراني با دستمزدهايي كه به ايشان پرداخت ميكند سبب شده تا قيمتها در سينما هم روند صعودي خود را طي كند و همين بازيگران با دستمزدهاي عجيب و غريب به سينما بيايند. بهتر بود تلويزيون جوال دوزي به خود ميزد !
موسیقی آبا بعد از سی و پنج سال هنوز می درخشد. آن ها موفق ترین گروه پاپ دهه هفتاد بودند

ABBA
موسیقی آبا بعد از سی و پنج سال هنوز می درخشد گروه اَبا موفق ترین گروه پاپ دهه هفتاد بود
گروه اَبا موفق ترین گروه پاپ دهه هفتاد بود، تاریخچه این "ابر ستاره" (1) سوئدی به سال 1966 بر می گردد، موقعی که Benny Anderson خواننده و نوازنده کی بورد، که زمانی عضو گروه معروف Hep Stars بود، با Bjorn Ulvaeus گیتاریست و خواننده، گروه فولک/راک Hootenany Singers را پایه گذاری کردند.
با همکاری یکدیگر آهنگ هایی ساختند و آنها را به کمپانی تهیه موسیقی Polar Music/Union Song فرستادند، صاحب کمپانی Stig Anderson خود یکی از آهنگ سازان معروف دهه پنجاه و شصت بود. در همان حین Andersson و Ulvaeus هردو به همراه نامزدهاشان چند پروژه را آغاز کردند. نامزد Ulvaeus خواننده سوئدي Agnetha Faltskog بود، كه در همان زمان با تك آهنگ " عاشق بودم" به شهرت رسيد. در همان دوران Andersson با خوانند جاز Anni-Frid Lyngstad كه برنده جايزه استعدادهاي بين المللي شده بود، آشنا شد.
در سال 1971، فالتز کوگ وارد تئاتر شد، او نقش ماری مگدالین را در کار تولیدی "اندرو لوید وبر" به نام "سوپر استار مسیح مقدس" قبول کرد وبا اجرای آهنگ "نمی دانم چگونه او را دوست بدارم" توانست شهرت چشمگیری بدست آورد. در سال بعد، بنی اندرسون و بیورن اولواس به همراه فالتزکوگ و لینگستید با ساخت آهنگ "مردم به عشق نیاز دارند" به موفقیتی بین المللی دست یافتند. این موفقیت برای آنها راهی شد تا در مسابقه موسیقی اروپا شرکت کنند، آنها تحت نام ثقیل "بیورن، بنی، آگنتا و فریدا" آهنگ "رینگ، رینگ" را خواندند، این آهنگ با وجود اینکه بینندگان از آن به شدت استقبال کردند، اما داوران آن را در جایگاه سوم قرار دادند.

در سال بعد، با نام آبا Abba (به پیشنهاد استیگ اندرسون این نام برای گروه انتخاب شد که ازچهار حرف اول نام اعضاء تشکیل شده) با اجراي آهنگ "واترلو" Waterloo توانستند بعنوان اولین گروه سوئدی جایزه اول "مسابقه موسیقی اروپا" را از آن خود کنند. اما با شکست آهنگ در جداول موسیقی، گروه کمی از آن موفقیت اولیه خود فاصله گرفت. با تمام این احوال، در سال 1975 آبا با آهنگ "اس. او. اس" توانست نه تنها در آمریکا و انگلیس بلکه در کشور های خارجی زبان همانند اسپانیا و آلمان به موفقیتی تک و بی نظیر دست یابد. پس از این آهنگ موفقیت ها به دنبال هم آمدند، آهنگ هاي شاهكاري از جمله " ماما میا"، "فرناندو" و "دنسینگ کویین" Dancing Queen ( تنها آهنگی از آبا که شماره یک در جدول آمریکا شد)، با گذشت زمان در بهار 1976 گروه در جایگاهی قرار گرفت که توانست اولین آلبوم آهنگ های برتر خود را منتشر کنند.
شهرت آبا تا سال
1977 ادامه داشت، زمانی که هر دو آهنگ "مرا بشناس، تو را می شناسم"
knowing me knowing you و " به نام بازی"The Name of The Game به
ایستگاههای رادیویی فرستاده شد. همچنین اعضاي گروه در فیلمی به نام آبا
ايفاي نقش کردند که در سال 1978 اکران شد. در همان سال اندرسون و لینگستید
ازدواج کردند. اولواس و فالتزکوگ هم که در سال 1971حلقه به دست کرده
بودند، پس از چند ماه از هم جدا شدند. در حقیقت در این دوره عذاب عشق و
عاشقی موضوع اکثر آهنگ های گروه بود! كمي پس از آهنگ هاي Voulez-vous 1979
و "سوپر تروپر" در سال 1980، اندرسون و لینگستید نیز طلاق گرفتند. یک سال
بعد، آلبوم "ویزیتور" که آخرین کار گروه بود به بازار آمد و پس از دسامبر
1982 که تک آهنگ "تحت حمله" under attack منتشر شد، اعضا بطور رسمی از
یکدیگر جدا شدند.
گرچه تمام اعضاء کارهایی را به تنهایی آغاز کردند_لینگستید و فالتسکوگ هر
دو آلبوم های خود را ساختندو اندرسون و اولواس با "تیم رایس" در موزیکال
"شطرنج" همکاری کردند_ اما هرگز هیچ کدام آنها به شهرت اولیه گروه دست
نیافتند، این شاید بیشتر بدلیل این بود که برای اکثر دنیا، مخصوصاً اروپا
و استرالیا آن آبا معروف و خارق العاده هنوز از بین نرفته بود. جمع آوری
دوباره کارهای گروه و کنسرت های آنها باعث شد که گروه آبا حتی پس از جدایی
در جداول تاپ دنیا حضور پیدا کند، هنرمندان بسیاری از این جمع چهار نفره
الهام گرفتند، از آن جمله می توان به چندی اشاره کرد مانند گروه انگلیسی
Erasure که مجموعه ای از آهنگ های آبا را دوباره سازی کرد و گروه
استرالیایی Bjorn Again بعنوان نمایی از آبا به موفقیت دست یافت. در سال
1993 در تور معروف گروه راک ایرلندی U2 در استاکهولم که" Zoo TV" نام داشت
یو تو به همراه اندرسون و اولواس آهنگ "دنسینگ کویین" را اجرا کردند_
همچنين فیلم عروسی موریل، به خاطر زیبا به تصویر در آوردن زندگی دخترکی که
خوشبختی خود را در موسیقی آبا می جوید، کمک کرد تا کارهای گروه مورد توجه
نسلی جدید از طرفداران موسیقی و فیلم قرار بگیرد.
با موفقیت فیلم سینمایی ماما میا (محصول سال 2008) که در آن آهنگ های آبا
توسط هنرپیشگان فیلم اجرا می شوند، بار دیگر نام گروه آبا مطرح شده و
موسیقی ساده ولی زیبای آن ها مورد توجه نسل جوان قرار گفته است. موسیقیABBA بعد از سی و پنج سال هنوز می درخشد.
Www.BazarMusic.Net

موسيقي موجب بهبود دامنه توجه دختران کم توان ذهني مي شود
نتايج تحقيقات اخير نشان مي دهد: اجراي فعاليتهاي موسيقيايي در افزايش و بهبود دامنه توجه دانشآموزان دختر كمتوان ذهني موثر است.
به گزارش سرويس پژوهشي ايسنا منطقه علوم پزشکي تهران؛ اين بررسي توسط فاطمه هداوند خاني، کارشناس ارشد روانشناسي و آمزش کودکان استثنائي با هدف بررسي تأثير موسيقي و حركات موزون بر دامنه توجه دانشآموزان دختر كمتوان ذهني انجام شده است.
در اين بررسي كه از نوع مطالعات تجربي مداخلهيي بوده و به صورت پيشآزمون و پسآزمون با گروه كنترل انجام شد، 26 دانشآموز دختر كمتوان ذهني از پايههاي چهارم و پنجم مركز آموزش استثنايي با استفاده از روش نمونهگيري در دسترس انتخاب و به صورت تصادفي تعادلي به دو گروه مساوي تخصيص يافتند و سپس با انتساب تصادفي، مداخله فعاليتهاي موسيقيايي (شامل موسيقي و اجراي حركات موزون) در گروه آزمون به مدت 15 هفته و هر هفته دو جلسه اجرا شد.
در اين مدت گروه كنترل تحت اين تمرينات قرار نداشته و فقط برنامه درسي معمولي را دريافت مي کردند.
براي هر دو گروه قبل و بعد از اجراي مداخلات، خردهآزمون تيك زني از آزمون كتلر- لارنت – تيريو (KLT) به منظور سنجش دامنه توجه اجرا شد.
نتايج اين بررسي نشان مي دهد بين ميانگين نمرات پيشآزمون و پسآزمون توجه در گروه آزمون، تفاوت معنيدار وجود داشت ولي در گروه كنترل اين تفاوت، معنيدار نبود همچنين ميانگين نمرات توجه دو گروه كنترل و آزمون پس از مداخله تفاوت معنيدار داشته و عملكرد گروه آزمون بهتر بود در حالي كه بين ميانگين نمرات دو گروه قبل از مداخله تفاوت معنيداري وجود نداشت.
با استناد به دادههاي به دست آمده ميتوان نتيجه گرفت، با اجراي فعاليتهاي موسيقايي، دامنه توجه دانشآموزان كمتوان ذهني بهبود مييابد.
در نتايج اين بررسي آمده است كه با توجه به نوع نمونهگيري، امكان تعميم نتايج اين تحقيق كاهش مييابد.
اين مقاله در فصلنامه علمي توانبخشي به چاپ رسيده است.
موسیقی پیچیده ، جسور و سنگین میوز خیلیها را به تحسین در باره آن ها وادار کرد. میوز پنجمین آلبوم خود مقاومت را به بازار داد.

MUSE
موسیقی پیچیده ، جسور و سنگین میوز در آلبوم Black Holes and Revelations ، خیلیها را به تحسین در باره آن ها وادار کرد. صدای متییو بلامی، خواننده محبوب این گروه بریتانیایی، در بسیاری از این ترانهها یادآور ناله کشدار تام یورک خواننده ریدیو هد است، و در انگلیس بین اینکه میوز بهتر است یا کلدپلی بین علاقمندان موسیقی دعوا است. اما به قول اندرو پری، منتقد روزنامه آبزرور چاپ لندن، میوز به تدریج از زیر نفوذ ریدیوهد و برچسب تقلیدی بیرون میآید و روی پای خود میایستد.
اعضای گروه Muse میوز عبارتند از: متیو بلامی نوازنده گیتار و خواننده، کریس ولستن هلم نوازنده گیتار بیس و دومینیک هاورد که درامز می زند. میوز در شهر کوچک و ساکت Teignmouth حوصله شان سر رفته بود، در نتیجه شروع کردند در کنار همدیگر ساز بزنند. آنها از 13 سالگی با هم بودند و بارها نام گروه خود را تغییر دادند. بالاخره در سال 1997 نام MUSE میوز را انتخاب کردند و اولین سی دی خود بنام Muscle Museum را به بازار فرستادند. بعد از تعدادی کنسرت های موفقیت آمیز، با نشر موسیقی ماوریک قرارداد بستند و بعد از انتشار چند تک آهنگ ، آلبوم Showbiz عرضه شد. دو سال بعد میوز Origin of Symmetry را منتشر کرد که "Hyper Music" موفق ترین آهنگ آن بود. در سال 2002 آلبومی که بطور زنده در کنسرت ها ضبط شده بود "Hullabaloo" به بازار فرستاده شد. در 2003 کار بعدی آن ها بنام Absolution باموفقیت زیاد و فروش قابل توجهی روبرو گردید. بالاخره این کار میوز علاوه بر بریتانیا در آمریکا هم که بزرگترین بازار موسیقی در جهان را در اختیار دارد، منتشر شد.
بعد از موفقیت آلبوم چهارم در آمریکا و اروپا، پنجمین و بهترین آلبوم میوز به نام "سیاهچالهها و الهامات" Black Holes and Revelations ارائه شد که بلافاصله پس از انتشار در صدر جدول پرفروش ترین آلبوم های بریتانیا قرار گرفت و توسط برادران وارنر به بازار آمریکا راه پیدا کرد. البوم قبلی آن ها نیز در انگلیس اول شده بود.
Black Holes and Revelations قوی ترین، خلاق ترین، و برترین کار "میوز" بود . آلبومی حماسی پر از انرژی که تاثیر موسیقی پرینس (Prince) و سبک الکترونیک در آن دیده می شد. قدمی جسورانه به جلو که موسیقی این گروه را وارد افقی نوین کرد. این اثر توسظ"ریک کاستی" تهیه شده که کارهای ارزنده ای مانند گروه Audioslave را از او دیده ایم. اگر تا حالا نام "میوز" را نشنیده اید، این آخرین بار نخواهد بود. میوز ماندنی است!

Black Holes and Revelations
اثری متفاوت در کارنامهی این گروه محسوب میشود. آلبومی که نه تنها توانسته هواداران را راضی کند، بلکه ترکیبهای بدیع و هنرمندانهای در آن به گوش میرسد که شنوندگان دیگر را هم تحت تأثیر قرار میدهد. به جرأت میتوان گفت این آلبوم تنوع چشمگیری دارد. میوز دیگر به سازهای اصلی خودشان یعنی گیتار الکتریک، گیتار بیس و درامز اکتفا نکردند. در این آلبوم صدای پیانو، سازهای زهی، ترومپت سولو و انواع صداهای سینتسایزری به گوش میرسد. فضاهای متفاوتی که با این تغییر در سازبندی ایجاد شده، به کار جلوهی دیگری داده است. این آلبوم با انتقاد برخی از منتقدها روبرو شد، اما برخی دیگر، در ستایش آن تا جائی پیش رفتهاند که آن را بهترین کار این گروه میدانند و آن را با بهترین آلبومهای گروههائی مثل پینک فلوید و ریدیوهد مقایسه کردهاند. راک پیشتاز میوز در تلفیق با موسیقی الکترونیک و سبک تجربی این گروه که از ریدیو هد الهام گرفته، میکس جالبی از موزیک راک امروز را عرضه می کند.
ترانه "تعظیم کن" مقدمهای دارد شبیه یک آهنگ فیلیپ گلس Philip Glass که به تدریج اوج میگیرد. این ترانه، ظاهرا حملهای سیاسی بود علیه جرج بوش یا شریک بریتانیائی او، آقای تونی بلر، خواننده مییوز متییو بلامی میگوید تو کشوری را که اداره میکنی جادو کردی، همه را به خطر انداختی و برای گناهانت در جهنم خواهی سوخت. متییو بلامی، خواننده و ترانهسرای گروه میوز Muse با تاثیرپذیری از آهنگساز پیشتاز موسیقی مینیمال فیلیپ گلاس گرفته تا آهنگساز سبک رومانتیک موسیقی کلاسیک، ریچارد واگنر تا گروههای راک مثل U2، کوئین Queen، هال اند اوتز Hall & Oates، الویس پرسلی و نیو اوردر New Order را در آلبوم چهارم خود با هم مخلوط کرده و میکس موفقی بدست آورده. گروه بریتانیائی میوز در کنار گروه Coldplay از موفقترین و پرفروشترین مقلدهای گروه پیشتاز Radiohead که توانست از یک فرمول برگرفته از ریدیوهد، نردبانی بسازد برای صعود به قلههای موفقیت تجاری و هنری در موسیقی راک مدرن.
گروه میوز را تماشاگران در بریتانیا بهترین گروه در اجراهای زنده انتخاب کردهاند. مدتهاست عاشقان موسیقی راک در بریتانیا در وبسایتها و برنامههای رادیوئی بر سر اینکه میوز بهتر است یا کلدپلی بحث میکنند، بحثی شبیه به آنچه در دهه 1960 جریان داشت بین علاقمندان رولینگ استونز و بیتلز.

resistance
میوز در ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۹ پنجمین آلبوم خود را با نام مقاومت resistance منتشر کرد. مارک استنت این آلبوم را که از ۱۱ قطعه تشکیل شده میکس کرده است. آلبوم "مقاومت" بزرک نمایی ها ، زیادی روی ها و جنبه های دراماتیک آلبوم قبلی را ادامه می دهد. به نظر می رسد که میوز با هر آلبوم جدید سعی دارد راه های جدید و خلاق برای بلند تر شنیده شدن پیدا کند. این کار جدید چیزی ندارد جز اینکه به کار قبلی زرق و برق و تظاهر بیشتر افزوده است.
آلبوم با یک ترانه راک کلاسیک شروع میشود و "مقاومت" دومین آهنگ است که ریتم رقص دارد. طبق معمول بعضی اشعار گمراه کننده هستند و نمی توان فهمید راجع به چی صحبت می کنند ولی بدون شک اوضاع خراب جهان را به تصویر می کشند. مثلاً می گوید "عشق مقاومت ماست" Love is our resistance . اینجا به نظر می آید بلامی دارد راجع به رمان جورج اورول "1984" حرف می زند و عشقبازی نوعی مقاومت و اعتراض است. یک آهنگ حماسی دیگر درباره مبارزه طلبی که "عاشق شدن" به وجود می آورد. آهنگ بعدی Undisclosed Desires یعنی "خواسته های پنهانی" که ضرب و ریتم آن در ژانر "ریتم و بلوز" بوده و از کیبورد ارکسترال استفاده شده، تجربه جدیدی است ولی خیلی هم جالب نیست. البته باز میتوان جاه طلبی آنها را در گنجاندن چنین آهنگی در آلبومشان ستود. می رسیم به United States Of Eurasia آهنگی در مورد غرور سیاستمداران جهان که فکر می کنند همه دنیا به آنها تعلق دارد! این آهنگ شنونده را به اتحاد در مقابل این تفکرات دعوت می کند و ملودیهای غیر متعارف آهنگ همراه با الهام از سازبندی شبیه موسیقی عربی... و بخش پایانی با پیانو همراه شده و صدای بچه های معصوم و جنگ و گلوله...در پس زمینه شنیده می شود. تلاش این گروه سه نفری برای دستیافتن به صدائی انفجاری باعث میشود که ملودیهای آنها در فضا گم شود.
3 ترک آخر آلبوم شبیه یک سمفونی اجرا شده "Exogenesis" که بیشتر تاثیرات اشتراوس و راخمانینف را روی این گروه نشان می دهد. طرفداران واقعی میوز بار دیگر از کارهای تجربی این گروه لذت خواهند برد . طبق معمول میوز آلبومی انفجاری، بلندپروازانه ، ظریف و دلفریب تولید کرده اند که طرفداران همیشگی از آن لذت خواهند برد.
Www.BazarMusic.Net
لئونارد کوهن پس از ۱۵ سال به صحنه اجرای زنده بازگشت و نامش در تالار مشاهیر نامدار موسیقی راک اند رول آمریکا به ثبت رسید ...

کنسرت های لئونارد کوهن Leonard Cohen در آمریکای شمالی که از زمستان 2009 در نیویورک آغازشد تا نیمه خرداد ادامه داشت و در مجموع ۳۷ کنسرت را در شهرهای مختلف آمریکا و کانادا دربر گرفت. دوستداران او در کشورهای مختلف اروپا، از جمله انگلیس ، فرانسه ، چک ، اسلواکی ، آلمان ، اسپانیا، نروژ، ایرلند، ایتالیا، مجارستان، رومانی، اتریش و حتی ترکیه از دیدن او بر صحنه و شنیدن ترانه هایش لذت بردند.
لئونارد کوهن، نویسنده، شاعر، ترانه سرا، خواننده و آهنگساز سرشناس کانادایی و گروه پرستاره اش، در کنسرت های معمولا سه ساعته خود، حدود ۲۵ ترانه از میان بهترین و خاطره انگیزترین آثار خود در ۴۰ سال گذشته را به نمایش می گذارند.
روزنامه نیویورک تایمز پیشتر به نقل از رابت هلت از مدیران برنامه لئونارد کوهن نوشت که هربار کوهن را درکالیفرنیا میدید به برگزاری تور دعوتش می کرد وهربار کوهن با رد چنین پیشنهادی می گفت فکر نمی کند که این برای کسی اهمیتی داشته باشد.
اما اکنون پس از برگزاری بیش از صد کنسرت طی دو سال گذشته، از بخارست در شرق اروپا تا اوکلند درغرب آمریکا، لئونارد کوهن، که چون نخ تسبیح نسل پدربزرگ ها و مادربزرگ های هفتاد و چند ساله را به نوجوانان ۱۶ ساله پیوند می دهد، دریافته که تصورش صحیح نبود. برگزاری تور کنسرت های دور جهان در تابستان ۲۰۰۸ پس از گرفتاری مالی که برایش پیش آمد، مانند توپ در میان دوستداران کوهن به صدا در آمد و این استقبال کم نظیر و فروش کامل بلیط ها بار دیگر ماندگاری نام او را به عنوان هنرمندی استثنایی با صدایی مخصوص و کلامی منحصربه فرد در جهان موسیقی تثبیت کرد. خواننده ای که هنگام خواندن اشعارش گاه برروی صحنه زانو می زند و گاه می رقصد و طنازی می کند. لئونارد کوهن در کنسرت های خود پس از ۱۵ سال دوری از صحنه، با آن کت و شلوارخوش دوخت و کلاه شاپو، گلچینی از بهترین ترانه های خود در چهل سال گذشته را به مشتاقان عرضه می کند.

در این کنسرت ها گروهی ۹ نفره کوهن را همراهی می کنند، از جمله سه خواننده گروه کر متشکل از شارون رابینسون همخوان و همکار قدیمی کوهن و چارلی و هاتی خواهران وب از انگلیس که منتقد نیویورک تایمز صدایشان را آسمانی توصیف می کند. اما تماشاگران بیشتر برای شنیدن صدای کسی آمده اند که خود کوهن در یکی از اشعارش آن را « طلایی» می خواند.
هرچند هواداران کوهن از بازگشت او به صحنه و دیدار زنده او پس از سال ها انزوا شکوهمندانه استقبال می کنند، به گفته برخی منتقدان این بازگشت، چندان هم فاتحانه نیست. او به صحنه بازگشت چرا که پولی در بساط نداشت. در سال ۲۰۰۵ این خواننده افسانه ای فولک -راک ، از یکی از مدیران مالی خود به خاطر سوء استفاده مالی شکایت کرد. این اتفاق در پی آن بود که کوهن دریافت تنها ۱۵۰ هزار دلار در حساب پس اندازش باقی مانده است.
آقای کوهن در سال ۲۰۰۵ به مجله کانادایی مک لین گفت:« مستأصل شده بودم، اما خداوند نیروی درونی قوی به من داده و به همین خاطر ویران نشدم. با این حال عمیقاَ نگران بودم.»
این اتفاق در زندگی مردی که تمام عمرش را صرف یافتن پاسخ به پرسش های مذهبی و معنوی کرده، اتفاقی کاملا مادی گرایانه و عرفی محسوب می شد. در کنار تم هایی چون عشق، سکس و ناراحتی های روحی و روانی، معنویت چه در زندگی و چه درموسیقی کوهن همواره نقشی پررنگ داشته و در اشکال مختلف وزنی سنگین را به خود اختصاص داده است.
او اکنون پس از گذران پنج سال در یک صومعه بودایی در نزدیکی لس انجلس و تمرین آموزه های بودایی و ذن و پشت سرگذاشتن درگیری های حقوقی به صحنه بازگشته است: چیزی که به نظر آمیزه ای است از دستاوردهای معنوی او و تلاش برای استوارسازی جایگاه مالی اش.
تور جهانی لئونارد کوهن که در واقع در می 2008، ( اردیبهشت ۱۳۸۷ ) از زادگاه او کانادا آغاز شد، تا پایان سال ۲۰۰۹ به طول می انجامد و نمایشی از توان جسمی و روحی مردی ۷۴ ساله است که در کنسرت های متعدد چند ساعته، در صحنه پرجنب و جوش است. روسکو بک، کارگردان موسیقایی برنامه های کوهن به نیویورک تایمز می گوید او حتی در پروازهای طولانی چهارزانو و با پشت صاف، به حالت یک راهب می نشیند.

کوهن در کنسرت های خود خطاب به جمعیت می گوید :« از این که برای شما اجرا می کنم ، به خود می بالم»، مشخص است که با آن همه انرژی و همدلی که در اجرای طولانی پیرمرد بر صحنه می بینیم در بیان آنچه می گوید جدی و ثابت قدم است. هرچند کوهن ترانه هایش را برای سرگرمی مردم ننوشته، بلکه هدفش مکاشفه درونی و خودشناسی عمیق تر بوده است. به اعتقاد منتقدان موسیقی این کیفیتی است که در کار کمتر آهنگساز و ترانه سرایی مشاهده می کنیم. کوهن چندی پیش در گفت و گو با مجله رولینگ استون گفت: « بیشتر کارهایی که میشنوم، بی اشکالند. اما حس شعاردادن یا اجرای طرحی از پیش تعیین شده را به آدم القا می کنند. اگر کسی می خواهد خودش را در کارش شکل دهد، باید برای رسیدن به هدف، خود را از این شعارها رها کند.»
به یمن وجود نسل جدید هنرمندان، بسیاری از آهنگ های متأخر لئونارد کوهن همچون Hallelujah به شهرتی همپای آهنگ های قدیمی تر و شاخص او همچون « سوزان » و Dance Me To The End Of Love رسیده اند. Hallelujah تاکنون بیش از دویست بار توسط خواننده های دیگر اجرا و ضبط شده و دو نسخه از آن تا کنون به فهرست ده آهنگ برتر بریتانیا در سال ۲۰۰۸ راه یافته و حتی توسط یکی از شرکت کنندگان در مسابقه American Idol خوانده شد.
لئونارد کوهن درباره آن دسته از ترانه هایش که توسط دیگران بازخوانی شده ادعای مالکیت ندارد و در گفتگو با نیویورک تایمز( فوریه ۲۰۰۹ ) می گوید "حس مالکیت من بر این چیزها خیلی ضعیف است. این کار نتیجه تاثیر تفکرمعنوی بر من نیست، بلکه همیشه این حالت در من وجود داشت. حس مالکیت در من آنقدر کم بوده که به این مسئله بی توجه بودم و کپی رایت بسیاری از ترانه هایم را از دست دادم".
لئونارد کوهن درباره معنای برخی ترانه های مشهور و جهانی خود می گوید « تفسیر دعا و نیایش کار دشواری است. »
نیویورک تایمز به نقل از جنیفر وارنز، همکار و همخوان سابق کوهن می نویسد:« او تمام کتاب های مقدس و دینی را در جستجوی این که چه کسی آن ها را نوشته مطالعه کرده است. اگر لئونارد یک عشق بزرگ داشته باشد، آن عشق رسیدن به خدا است.»
لئونارد کوهن می گوید تمرین ذن به او کمک کرده تا گلایه را متوقف کند و کمتر نگران تصمیم گیری هایش باشد. او می گوید:« تقدیرهمه چیز و همه کس از پیش نوشته شده. هرچه پیرتر می شوم بیشتر اطمینان می یابم این ما نیستیم که بازی زندگی را پیش می بریم و اداره می کنیم.» کوهن موفقیت اولیه خود در عرصه موسیقی را مدیون پیشینه و کارنامه ادبی موفق خود است و از آن زمان تاکنون موسیقی و کلام او پشتیبان یکدیگر بوده اند.
لئونارد کوهن در ۲۱ سپتامبر ۱۹۳۴ در خانواده ای یهودی درمونترال کانادا متولد شد. پدرش تاجر پوشاک بود و هنگامی که لئونارد نه ساله بود درگذشت. او اولین کتاب شعرش را در ۱۹۵۶ و اولین رمان خود را در ۱۹۶۳ منتشر کرد. کوهن درکنار بیست آلبوم موسیقی ، درمجموع ۱۲ کتاب منتشر کرده که آخرین آنها Book Of Longing مجموعه ای است از شعر، نثر و طراحی های او. آنطور که مجله کانادایی مک لین می نویسد Book Of Longing نخستین کتاب شعری بوده که تاکنون در صدر پرفروش های این کشور قرار گرفته است.
دانلود This Is It مايكل جكسون
Michael Jackson-This Is It 2009


Format : AVI
Length : 1.05 GiB / 1h 38mn
Video #0 : XviD at 1391 Kbps
Aspect : 702 x 458 (1.533) at 23.976 fps
Audio #0 : MPEG-1 Audio layer 3 at 125 Kbps
Infos : 2 channels, 48 KHz





http://rapidshare.com/files/30037359....UCU.part1.rar
http://rapidshare.com/files/30037355....UCU.part2.rar
http://rapidshare.com/files/30037359....UCU.part3.rar
http://rapidshare.com/files/30037354....UCU.part4.rar
http://rapidshare.com/files/30037372....UCU.part5.rar
http://rapidshare.com/files/30037288....UCU.part6.rar

http://www.storage.to/get/6lZW7N4v/T....UCU.part1.rar
http://www.storage.to/get/NWyPQuE8/T....UCU.part2.rar
Note:
Links are interchangeable !!!
Unrar with winrar 3.71 !!!
زندگی و آثار کرت کوبین Kurt Cobain
کرت کوبین خواننده و بنیانگذار گروه راک نیروانا پنجم آوریل ۱۹۹۴ در سن
۲۷ سالگی به زندگی خود پایان داد. او که با سرعتی باورنکردنی خود را به
صدر فهرست ستارگان راک رسانده بود، در اوج موفقیت و در سنین جوانی بر اثر
افراطکاری ها و خودویرانگری ها جان خود را از دست داد.
مثل بسیاری از همتایانش در عرصه موسیقی راک ازجمله جیم موریسون، جیمی
هندریکس و جنیس جاپلین، کوبین نیز در اوج شهرت و محبوبیت خود را نابود
ساخت. اما کوبین یک تفاوت عمده با نامهای ذکرشده داشت و آن اینکه او
علاقهای به شهرت یافتن بهعنوان سخنگوی اعتراضات نسل خود نداشت. او
همواره نگران بود که مبادا بهخاطر موفقیت عظیم و استقبال عامه مردم از
آثار موسیقی گروهش، وادار به مصالحه و تن دادن به خیلی از بازیهای رایج
برای جذب مخاطب بیشتر بشود. کوبین بیشک شیطانی در درون داشت، و در بیرون
راندن این شیاطین درونی ناکام بود.

همینها او را به کام
افسردگی، مواد مخدر و عاقبت خودکشی سوق داد. ظهور گروه نیروانا در عرصه
موسیقی راک اتفاقی نوین بود. تلفیق صداهای خشن و سنگین موسیقی راک با
ذائقه جوانپسند کوبین (که برداشتی از فرهنگ پاپ به شمار میرفت) تعریفی
تازه به ژانر موسیقی آلترناتیو بخشید. او به شمایل موسیقی متفاوت در مقابل
جریان غالب موسیقی تجاری بدل شد. در سال ۱۹۸۵ کوبین هجده ساله با یک
نوازنده بیس بهنام کریست نووسلیچ آشنا شد و این آشنایی باعث تشکیل گروهی
بهنام نیروانا شد.
اولین آلبوم آزمایشی گروه Nirvana در سال ۱۹۸۸ با عنوان love bass ضبط شد
و بعد اولین آلبوم تجاری و رسمی نیروانا با عنوان Bleach در سال ۱۹۸۹
منتشر شد. فروش ۳۵۰۰۰ نسخه از یک گروه ناشناس و تازهکار، موفقیتی عظیم به
حساب میآمد. اما در ابتدا اشعار و موسیقی آلبوم از سوی تهیهکننده تهاجمی
و درندهخو ارزیابی شده بود. اما استقبال مردم از فضای غمبار و تیره
آهنگهای آلبوم bleach ثابت کرد تهیهکنندگان و کارگزاران دنیای موسیقی
چندان هم چیزی حالیشان نیست و نبض بازار و ذائقه عمومی را در دست ندارند.
پس از افزوده شدن دیو گرول بهعنوان نوازنده درام به گروه، دومین آلبوم
نیروانا با عنوان never mind در سال ۱۹۹۱ ضبط و منتشر شد. درحالیکه
تهیهکنندگان حداکثر روی فروش ۱۰۰ هزار نسخهای آلبوم حساب کرده بودند،
محبوبیت ترانه smells like teen spirit آنقدر زیاد شد که ۱۴ میلیون نسخه
از این آلبوم ظرف یکسال و نیم به فروش رسید.

NIRVANA
نیروانا به یک پدیده نهتنها در موسیقی، که در فرهنگ زندگی نوجوانان معاصر بدل شده بود. گروه نیروانا در سال ۹۲ در جشنواره موسیقی راک بریتانیا شرکت کرد و اجرای زنده آنها توجه نسل جوان اروپای غربی را نیز به این گروه شکل گرفته در سیاتل واقع در شمال غربی آمریکا جلب نمود. در همین سال کوبین با خواننده جوان و گمنامی بهنام کورتنی لاو ازدواج کرد. آن خواننده گمنام این روزها و پس از گذشت ده سال از مرگ همسرش، نام آشنا و فعالی است.اعتیاد هردو به هروئین باعث شد لطمات شدیدی به تنها فرزندشان فرانسز وارد آید. خودویرانگریهای کوبین از اینجا به بعد به اوج رسید. بسیاری از اجراهای زنده گروه بهخاطر زخم معده شدید کوبین لغو شد. وقتی انتشار سومین آلبوم گروه به تعویق افتاد، اعضای گروه تعدادی از ترانههای کنارمانده قبلی را در یک مجموعه جمعوجور سرِهم کردند و با عنوان incesticide به بازار فرستادند. بالاخره در اوایل بهار سال ۱۹۹۳ سومین آلبوم نیروانا با نام In Utero منتشر شد. اختلافات فراوانی بر سر ترانههای این آلبوم میان اعضای گروه و تهیهکنندگان بهوجود آمد تا جایی که نزدیک بود این آلبوم منتشر نشود.
فروش این آلبوم به پای موفقیت مجموعه Never mind نرسید، اما گروه هنوز روی خط موفقیت سیر میکرد. در پاییز ۹۳ پت اسمیر گیتاریست برای شرکت در تور آمریکا به گروه اضافه شد. اما مواد مخدر و افسردگی کوبین را نابود کرده بود. در طول این تور کوبین چندینبار روی صحنه دچار اووردوز شد و برنامه نیمهکاره تعطیل شد. در ماه مارس ۱۹۹۴ شب پیش از اجرای زنده در رم کوبین با افراط عمدی در مصرف مواد مخدر و الکل دست به خودکشی زد اما پزشکان ایتالیایی نجاتش دادند.
وقتی از ایتالیا به خانه بازگشت، با تیغ رگ دست خود را زد و اینبار پلیس آمریکا در حمام را شکست و او را به بیمارستان منتقل کرد. پس از درمان کوبین را به یک مرکز بازپروری روانی فرستادند، اما او ظرف ۴۸ ساعت از آنجا گریخت و به خانه بازگشت درحالیکه یک تفنگ شکاری خریده بود. کوبین آخرینبار روز اول آوریل ۱۹۹۴ تلفنی با کورتنی لاو همسرش صحبت کرد. پنجم آوریل مقدار زیادی والیوم و هروئین مصرف کرد و لوله تفنگ را بر دهان گذاشت و شلیک کرد. جسدش سه روز بعد کشف شد و روز چهاردهم آوریل ۱۹۹۴ در گورستان عمومی سیاتل و در حضور ۷۰۰۰ نفر از طرفدارانش دفن شد.
چند ماه پس از مرگ شبکه MTV کنسرتی از نیروانا در نیویورک با نام MTV unplugged پخش کرد که کرت کوبین و نیروانا را جاودانه ساخت. این در حالی بود که "گرول" گروه جدیدی به نام Foo fighters تشکیل داد. نووسلیچ هم به گروه Sweet ۷۵ پیوست.
موسیقی نیروانا به موسیقی طغیان و اعتراض نسل نوجوان و جوان اواخر دهه
۹۰ تبدیل شد. گروههایی چون Alice in chairs, pearl jam, sound garden به
تقلید از سبک نیروانا پرداختند اما نتوانستند موفقیتی در آن ابعاد کسب
نمایند. طرفداران سینهچاک کوبین تئوری توطئه را تقویت کرده و مرگ او را
قتل دانستند. انگشتهای اتهام هم بهسوی همسرش کورتنی لاو دراز شد.
در فیلم مستندی با نام کرت و کورتنی این اتهام بهصراحت مطرح شد. کتابی هم
در اینباره با نام عشق و مرگ (Love and Death) به چاپ رسید که با نام
فامیل همسر کوبین (Love) استعاره جالبی پدید آورد. اما مرگ کوبین مثل مرگ
خیلی از مشاهیر یک معمای پیچیده و دشوار بود. گزارشهای پزشکی حاکی است در
لحظه کشته شدن، آنقدر هرویین در رگهای کوبین جریان داشت که او قاعدتاً
نمیتوانسته تفنگ شکاری را در دست بگیرد و شلیک کند. او آنقدر نشئه بود
که به عقیده پزشکان داشت اووردوز کامل میکرد و نه توان برداشتن اسلحه را
داشت و نه نیازی به این کار بود.
پانزده سال پس از مرگ کوبین سبک راک آلترناتیو به یک کلیشه بدل شده و
موسیقی راک با سرعت تمام بهسوی تجاری شدن پیش میرود. همین امر موسیقی
نیروانا را در این سالها زنده نگه داشته است.
تیستو يکي از پيشتازان سبک ترنس Trance و از مشهورترین دی جی DJ های جهان است. او فعاليت خود را در مهماني دوران مدرسه آغاز کرد.

DJ TIESTO
تیستو متولد 17 ژانويه 1969 در برداي هلند (Breda) يکي از پيشتازان سبک ترنس Trance و از مشهورترین دی جی DJ های جهان است. گرچه او در گذشته با لقب هاي مستعار مختلف فعاليت داشته، اما با نام دي جي تيستو (DJ Tiesto) شهرت و محبوبيت دارد. شهرت تيستو در اروپا بيشتر به خاطر ريميکس معروف Silence (همراه گروه Delerium با صدای Sarah McLachlan) است.
تیستو Tiesto فعاليت خود را به عنوان يک DJ حرفه اي در مهماني هاي دوران مدرسه آغاز کرد و بعد از آن در سال هاي 1985 تا 1993 خود را به عنوان يک DJ محبوب در کلوپ هاي هلند به شهرت رساند. در طي اين سال ها او آهنگ هايي تحت نام هاي مستعار "Da Joker" و "DJ Limited" توليد کرد. در "The Spock"، کلابی کوچک در "بردا" بود که او توانست با کار مداوم از 10 شب تا 4 صبح آخر هفته ها سبک کار خود را پيدا کند. در اواسط دهه 1990 او در سبک "Trance" کار مي کرد و آهنگ هايي در اين ژانر منتشر مي کرد. در سال 1997 او و "Arny Bink" در شرکت نشر موسیقی "Black Hole Recordings" همکاري خود را شروع کردند تا از کارهاي بعدي تیستو حمايت بيشتري شود.
از معروف ترين اهنگ هاي او "Flight 643","Lethal Industry","Suburban Train "و"Traffic" را مي توان نام برد."Flight 643" یکی از محبوب ترین آهنگ های رقص شد و "Lethal Industry" از زيباترين آثار ترنس در جهان است. "Suburban Train" از مشهورترين و پر انرژی ترین آهنگ هاي اوست. "Traffic" در جدول پرفروشترین های هلند در سکوی اول قرار گرفت و "Adagio for Strings" شروع کنسرت معروف سال 2003 بود.
سري آلبوم هاي هفت گانه او با نام "Magik" که با "Magik One:First Flight" در سال 1997 اغاز شد و نهايتاً با "Magik seven:Live In Los Angeles" در سال 2000 پايان یافت، جزو پرفروش ترين آلبوم هاي ترنس در جهان مي باشند. البوم چهارم او به نام "In Search Of Sunrise" شامل تعدادي ديگر آهنگ با ارزش است که انچنان استادانه ميکس شده که شنونده را در فضايي ملايم و در عين حال انرژيک قرار مي دهد.
تیستو در اواخر دهه 1990 با اجرايي در يک پارتي خانگی معروف شد، همچنين به خاطر اجراهاي 6 ساعته اش در اوايل 2000 که بدون همراهي هيچ DJ ديگري و بدون وقفه انجام مي شد. ايده اجراي تک نفره براي يک جمعيت بزرگ زماني به اوج خود رسيد که Tiesto به تنهایی (سولو) کنسرتي در سال 2003 در حضور 25000 نفر برگزار کرد. "Tiesto In Concert" رويدادي بود که موفقيت عظيمي برايش به همراه آورد. در سال های بعد این کنسرت ها در سراسر جهان با موفقیت تکرار شد. در 20 اگوست 2005 او کنسرتي در "LA Arena" لس انجلس امريکا در حضور 10000نفر از هوادارنش اجرا کرد. در 2005 او تور های موفق خود را در شرق و مرکز اروپا ادامه داد. تیستو اولين DJ در جهان است که براي سه سال پياپي بین 2002 الی 2004 به عنوان بهترين DJ در مجله "DJ Magazine" انتخاب شده است.
دی جی تیستو همچنين در افتتاحيه بازيهاي المپيک تابستاني 2004 در "Athens Hellas" اجرايي داشت که میلیونها بييننده در سرتاسر جهان شاهد آن بودند که اين خود رکوردي ديگر براي يک DJ در هر سبک و در هر زماني محسوب می شود. در سراسر جهان و به خصوص در زادگاهش هلند، فروتني و همچنين هوش و استعداد فراوان تیستو در حرفه اش، او را يک شخصیت نامدار کرده است و جايگاهي اسطوره اي به او داده است. تیستو می گوید:من از جمعيتي که در برابرم هستند انرژي مي گيرم و سعي مي کنم اين انرژي را به آنان برگردانم تا يک يگانگي و پيوستگي خلق کنم.
کنون دی جی تیستو یک موقعیتی استثنایی به عنوان مشهور ترین دی جی جهان بدست آورده و ستاره یی اسطوره ای شده است. اجرای برنامه های 6 ساعته به تنهایی و بدون وقفه، او را به عنوان سلطان سبک ترنس تثبیت کرده است. در سال 2004 آلبوم فراموش نشدنی In Search Of Sunrise که هنرمندان مختلفی را دور هم جمع کرده بود، یکی از موفق ترین آثار "دنس" در تاریخ موسیقی شد. آلبوم Elements Of Life که در 2007 منتشر شد، ژان میشل ژار و جورجیو را به یاد می آورد که هر دو از ازبنیان گزاران موسیقی الکترونیک در جهان بودند. تیستو برای آلبوم 'Elements of Life' جایزه با ارزش گرمی گرفت.
آلبوم بعدی او Kaleidoscope در اواخر سال 2009 منتشر شد. در این آلبوم هنرمندان مختلف پاپ، دنس و حتی راک با او همکاری داشته اند، نام های معروفی چون : Jónsi Birgisson از گروه آوانگارد "سیگور رز"، کل اوکرک از Bloc Party ، نلی فورتادو Nelly Furtado و حتی Calvin Harris در این اثر هنرنمایی کرده اند. بنابراین می توان حدس زد که تیستو خواسته موسیقی خود را بسط داده و بیشتر تجاری کند. اکثر آهنگ ها آوازی هستند و با سبک ترنس کمی فاصله گرفته اند. این کار تجربه جدیدی برای استاد استادان دی جی موزیک است!
كنسرت ها و MP3 آلبوم هاي Dj Tiesto را از بازار موزيك تهيه نماييد
Www.BazarMusic.Net

آخرين دستمزد 27 بازيگر سينما
ر برنامه صبح امروز چهارسو كه با موضوع عدالت در دستمزد بازيگران سينما با حال و هواي يك 90 سينمايي روي آنتن شبكه يك سيما رفت، رضا استادي روزنامهنگار و منتقد سينما با عنوان كارشناس برنامه به پرسشهاي پدرام كريمي مجري برنامه چهارسو پاسخ داد.
استادي در اين برنامه گفت: اگر بازيگري در سينماي ما از نظر امنيت شغلي، عدم استفاده از امور تبليغاتي براي گذران مالي بازيگران، تأمين اجتماعي و ... مشكل دارد بايد مشكلات خود را در جاي ديگري حل كند و افزايش بيرويه دستمزدها راهحل درستي براي اين قضيه نيست.
وي با رد اين فرضيه كه عمر مفيد ستارههاي سينما در عرصه بازيگري كوتاه است، بازيگراني مثل عزتالله انتظامي، علي نصيريان، محمدعلي كشاورز و .... مثال زد كه در سنين بالا به ايفاي نقش در فيلمهاي مختلف مشغول هستند.
اين منتقد همچنين در بخش ديگري از صحبتهايش با اشاره به اينكه امروزه همه نيروهاي جوان، سينما را در بازيگري جستوجو ميكنند و كسي به سراغ رشتههاي فني نميرود، گفت: اگر قرار است دستمزدها در سينماي ايران به رويه جهاني خود نزديك شود، اين اتفاق نبايد فقط در عرصه بازيگري رخ دهد چرا كه اينگونه سينماي ما به پيكرهاي بدل ميشود كه دست و پا و سرش نحيف است و تنها شكم بزرگي دارد.
استادي در اين برنامه بالاترين و آخرين سقف پيشنهادي دستمزد برخي از بازيگران سينماي ايران را كه از طريق گفتوگو با چند مدير توليد و تهيه كننده به دست آورده بود بدين شرح اعلام كرد.
حميد فرخنژاد 18 تا 30 ميليون تومان، پرويز پرستويي 40 تا 50 ميليون تومان، فاطمه معتمد آريا 30 ميليون تومان، ترانه عليدوستي 30 ميليون تومان، الناز شاكر دوست 35 تا 40 ميليون تومان، نيكي كريمي 45 ميليون تومان، جواد رضويان 60 ميليون تومان، ليلا حاتمي 45 ميليون تومان، باران كوثري 30 ميليون تومان، رضا عطاران 70 ميليون تومان، رضا كيانيان 30 ميليون تومان، امين حيايي 40 تا 60 ميليون تومان، مهران مديري 100 ميليون تومان، امير جعفري 30 ميليون تومان، كامبيز ديرباز 25 تا 30 ميليون تومان، مهناز افشار 40 ميليون تومان، شهاب حسيني 60 تا 70 ميليون تومان، عزتالله انتظامي 40 ميليون تومان، مجيد صالحي 15 تا 20 ميليون تومان، حامد كميلي 30 ميليون تومان، حامد بهداد 35 ميليون تومان، علي نصيريان 25 ميليون تومان، رضا شفيعي جم 40 ميليون تومان، اكبر عبدي 40 تا 50 ميليون تومان، محمدرضا فروتن 40 تا 60 ميليون تومان و بهرام رادان 50 ميليون تومان و هديه تهراني 100 ميليون تومان.
در بخشهايي از اين برنامه زنده تلويزيوني بازيگراني چون رضا رويگري، شهاب حسيني، نيلوفر خوش خلق، عباس اميري و ... به بيان ديدگاههاي خود درباره افزايش دستمزدهاي بازيگري و ناعدالتي موجود در آن پرداختند.
همچنين حسين فرحبخش تهيه كننده فيلمهاي پرمخاطب سينمايي با اشاره به اينكه برخي از بازيگران سينماي ايران بيانصاف هستند، چند پاره شدن تهيه كنندگان سينما در سالهاي اخير را يكي از عوامل افزايش بيحساب و كتاب و دستمزد برخي از بازيگران دانست و گفت: سابق بر اين نوعي وحدت رويه در دستمزدهاي بازيگران از سوي اتحاديه تهيهكنندگان وجود داشت كه چند پاره شدن تهيهكنندگان و تشكيل انجمنهاي مختلف تهيه و توليد فيلم، اين وحدت را از بين برد.
رضا استادي كارشناس اين برنامه در جمعبندي مطالب خود به اين نكته اشاره كرد كه توليد سريالهاي تلويزيوني بلند مدت و تله فيلمها در سالهاي اخير كه موجب شده بازيگران سينما بيشتر وقت خود را به كارهاي تلويزيوني اختصاص دهند، يكي از دلايل بالا رفتن سقف دستمزدها بوده است.
Www.BazarMusic.Net
كاريكاتوري از ويگن مربوط به سال 1353

مجله كاريكاتور 15 دي 1353
Www.BazarMusic.Net
سريال LOST را از بازار موزيك تهيه نماييد.
باز هم رقم دستمزد محمدرضا گلزار خبرساز شد
90 ميليون تومان دستمزد براي 3 روز بازیگری در نقش ملکالموت

محمد رضا گلزار
بار دیگر رقم دستمزد بازيگر موفق و پولساز سینمای ایران خبرساز شد. در روزهاي اخير خبری نقل محافل مختلف سینمایی است که میگویند او براي 3 روز بازي در يك نقش سينمايي 90 ميليون تومان دستمزد دريافت كرده است. در این باره خبرها و تحلیلهای مختلفی مطرح است. به گزارش روزنامه جام جم و چند رسانه دیگر «اين بازيگر كه اين روزها فيلمي ملودرام با بازي وي در دو نقش روي پرده است، در فيلم جديد خود كه ساخته كارگرداني جوان است در نقش يكي از فرشتگان ظاهر شده است. وي طبق توافق با تهيهكننده فيلم براي هر روز بازي در اين فيلم 30 ميليون تومان دستمزد خواسته كه تهيهكننده نيز اين مبلغ را به وي پرداخت كرده است. »این اولین بار نیست که رقم دستمزد بالاي اين بازيگر در سالهاي اخير با واكنشهاي مختلفي از سوي تهيهكنندگان سينما و محافل سینمایی مواجه شده و جالب اینجاست که خبر دریافت دستمزد بابت کاری مشروع و حقوقی مثل بازیگری با ایما و اشاره منتشر میشود؛ مثل یک شایعه یا عمل خلاف که انگار جرم است یا اتهامیست که نباید نام مرتکبش را اعلام کرد! سایت سینمای ما برخلاف رسانههای دیگر نام این ستاره سینما را هم در خبرش اعلام میکند، چون به هیچوجه فکر نمیکنیم دریافت دستمزد بالا برای هر کاری جرم باشد، مگر اینکه تهیهکننده یا بازیگر این رقم را تکذیب کنند.
البته گمان میکنیم نیازی نیست که بگوییم این بازیگر محمدرضا گلزار است که مدتي پيش هم دستمزد 70 ميليونياش براي حضور در يكي از فيلمهاي روي پرده (دو خواهر)، واكنشهاي تند بیدلیل و غیر موجهي را از سوي تهیهکنندگان و انجمن بازيگران و بخشهای دیگری در بدنه و مدیریت سينماي ايران به همراه داشت. جالب اینجاست که کارگردان / تهیهکنندهای که این دستمزد را پرداخت کرده، از این رقم و از این همکاری راضی است و رقم فروش فیلم هم این روزها نشان میدهد که او از این همکاری سود خوبی برده است.
معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بهتازگي در مراسم معارفه مديرعامل جديد فارابي تلويحا نسبت به افزايش دستمزد بازيگران انتقاد و اعلام كرده بود اين مساله موجب افزايش ديگر هزينهها در سينماي ايران شده است. با اینکه هنوز واكنشي از سوي انجمن بازيگران یا اتحادیه تهیهکنندگان و محافل دیگر سينماي ايران نسبت به اين دستمزد ابراز نشده، اما نکته این است که وقتی این ستاره سینما میتواند موفقیت فیلمها را در گیشه تضمین کند، چرا نباید بخشی از این سود را به عنوان دستمزد مطالبه کند؟
به نظر میرسد تا زمانیکه آمار فروش فیلمهایش پایین نیامده، این بازیگر حق دارد در سودی که به جیب تهیهکننده و سرمایهگذاران فیلمها میریزد سهم کوچکی داشته باشد. موضوع آنقدر واضح و بدیهی است که معلوم نیست چرا اخبار این رقمهای دستمزد چنین واکنشهایی ایجاد میکند. مقایسه ارقام فروش چند فیلم اخیر او و رقمهای دستمزد دریافتیاش میتواند تعادل در این بحث اقتصادی را روشن کند.

آخرین فیلم مایکل جکسون اکران شد
سینماها در سراسر جهان اکران فیلمی را آغاز کرده اند که بر اساس صد ساعت فیلم ویدیویی تهیه شده است که در حین تمرین های مایکل جکسون برای اجرای آخرین کنسرتش فیلمبرداری شده بود.اولین اکران ها به طور همزمان در شمار زیادی از شهرهای مهم جهان، از جمله لندن و لس آنجلس، برگزار شد که در هر یک از آنها ستارگان بین المللی سینما و موسیقی شرکت داشتند.در چند روز آینده فیلم "همین است" ("This is It")، در 110 کشور جهان به نمایش در خواهد آمد.بسیاری از دوستداران مایکل جکسون برای چند روز متمادی در صف بوده اند تا برای اولین سانس هایی که این فیلم در سینماها نشان می شود، بلیط بخرند.اما عده ای دیگر از این فیلم انتقاد و استدلال کرده اند که بر وضعیت بد جسمانی مایکل جکسون سرپوش گذاشته است.این افراد یک حرکت گروهی را آغاز کرده اند به نام "همین نیست."
مایکل جکسون در ماه ژوئن و در سن پنجاه سالگی به علت مصرف بیش از حد دارو درگذشت؛ پلیس مرگ او را به عنوان قتل تحت بررسی دارد.او آخرین چهار ماه زندگی اش را وقف تمرین برای برگزاری آخرین مجموعه کنسرت های خود کرده بود.بیش از هشتصد هزار بلیط برای این کنسرت ها فروش رفته بود و سازمان دهندگان گفته بودند کنسرت ها "پرهزینه ترین و به لحاظ فنی پیشرفته ترین کنسرت های زنده در تاریخ موسیقی است."
فقط دو هفته مانده بود که اولین شب کنسرت ها اجرا شود که اعلام شد مایکل جکسون درگذشته است.فیلم مستند "همین است" فقط برای دو هفته نمایش داده می شود.شرکت ژاپنی سونی پانزده هزار نسخه از این فیلم را توزیع خواهد کرد.
در مورد خالکوبی های یك رپر معروف به نام تووپاک

TUPAC
جلوي بدن

1."Makaveli" (روی گردن نوشته شده)
2.عکس یکی از ملکه های مصری به نام Neferetiti و زیرش نوشته شده " 2Die 4"
"2Pac".3
4. روی بازو عکس یک جمجمه
5. عکس یک جمجمه و دو استخوان به صورت ضربدری زیرش و زیر این ها نوشته شده"heart less" یعنی "بی احساس"
6. روی ساعد نوشته شده "Notorious"
7. روی شکمش نوشته شده "Thug life" که جای I با عکس گلوله عوض شده.
8. عکس یک کلاش که زیرش نوشته شده "50 Niggaz"
9. عکس یک پلنگ سیاه که نشان دهنده ی احترامش به تلاش های خانواده اش در گروه Black Panter است.
10. عکس مسیح در حالی که روی یک صلیب در حال سوختن است و زیرش نوشته "only god can judge me" یعنی "فقط خدا میتونه بر من قضاوت کنه."
11. "Out Law"
پشت بدن

.12صلیبی که وسطش نوشته شده "بخش 18:11"(منظور بخش 18:11 انجیل بوده) که پس از بررسی میبینیم که در این بخش انجیل نوشته: "حالا من میدانم که خدا یکتا بهتر از دیگر خدایان است : زمانی که دیگران معامله کردند او سربلند بالای آنها بود."
13. عکسی از صورت خندان که زیرش نوشته"smile now" یعنی "حالا بخند"
14. "Ballin'"
15. عکس تاجی که زیر آن نوشته شده "Boss Playaz" یعنی رییس بزرگان
16. در میان شانه ها نوشته شده "Fu*k the World" یعنی "خودتون بهتر میدونید که یعنی چی!"
17. عکسی از صورت گریان که زیرش نوشته شده "Cry later" یعنی "بعدا گریه کن"
18. در پشت بازو ی راستش نوشته شده "MOB" که مخفف "Money over Bi*ches" هستش که یعنی "پول برای ج*ده"
Www.BazarMusic.Net
دانلود رایگان - اولين شماره ماهنامه موسيقي ايرانيان

اولین شماره ماهنامه موسيقي ايرانيان منتشر شد. این ماهنامه از بخش های مختلفی همچون اخبار موسيقي ايران و جهان، مصاحبه هاي اختصاصي ، گزارش و يادداشت، نقد و بررسي آلبوم هاي جديد منتشر شده ، همراه با بزرگان موسيقي ايران ، گزارش های تصویری و پرونده موسيقايي تشكيل شده است.
- دریافت به صورت فایل PDF - رایگان (۱۷ مگا بایت)
- دریافت به صورت فایل فشرده ZIP- رایگان (۱۰.۶ مگا بایت)
( با کیفیت ارجینال , بدون تگ تبلیغاتی سایت )

دانلود ویدئو با کیفیت ارجینال
Rapidshare
Www.BazarMusic.Net
بازار موزيك عرضه كننده Show - Film - MP3













.gif)